عقل و جسم / روح و عشق

جسم و عقل طنابی نچندان بلند که پس از يک پيشرويه کوتاه  در طريقت بلنديش به پايان

 رسيده ومانع حرکت ميشود .

درمراحل اوليه عقل  وجسم مانعی عظيم بر سر راه است. کسانی که تنها از راه دل قست

 پيشرفت دارند روزی به بن بست خواهند خورد و جسم مانند طنابی که سرتاسر وجود را

 تسخير کرده جلوی   پيشروی را ميگيرد . و کسی که تا کنون خدا را از راه دل درک ميکرد <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 روزی در می يابد که خدا را فقط در محدوده طبيعت درک ميکند وو درکش از ۶ حس طبيعی

 

 تجاوز نميکند . اين همان ديوارست  که اکنون به ان برخورد ميکند. اين ديوار همان

 

 عقل و جسم  است که ان را فراموش کرده بود. بنابر اين از ابتدا بايد از خلال هر دو  يعنی

 

 روح و جسم 

يا عقل و عشق حرکت کرد . 

 

خدای دل را بايد از راه عقل هم شناخت و عقل را ديوانه اش کرد تا طناب را شل کند و راه

 

دهد به سوی عشقی جانانه  و جانکاه!

 

 يکی از مکاتبی که باعث حرکت جسم و روح به سمت هم و رشد هر دو به سوی عرش

 

ميشود و به دريافت انرژی روحی و درونی کمک ميکند کونگ فو است. يعنی حرکاتی  از 

 

طرف جسم که بيدار کننده و حرکت دهنده روح است.حس ناشی ازاين حرکات که

 

ارتباط دهنده  روح و جسم است همان نقطه يکسان بين اين دو متضاد است.

 

بيداريه روح قطعا موجب ايجاد عشقی عميق است و چه شگفت اور که حرکاتی از سوی

 

جسم موجب ايجاد عشق شود

 

عشق و جسم !!!! اين همان ارتباط عميق بين متضادهاست 

 

پس جسم در عين هيچ بودن وروح در عين همه چيز بودن هر دو راهيند به يکديگر .

 

يعنی حتی بزرگترين تضاد ها(هيچ و همه چيز )راهی به يکديگرند و هر يک چيزی

 

يکسان در ديگری دارند و با حرکت از هر دو سو (جسم و روح )به نقطه ای

 

يگانه ميرسيم و جسم در عين هيچی با روح در عين بزرگی يکی شوده و در انجا

                                                      

    حقيقتی عظيم وبس زيبا تجلی ميکند.

 و وقتی تجلی کرد  زيباييش چه استخوانهايي كه ميشکند....

 به يادت باشدت ای دوست اگر چند در پس خواری

                                  توانی از ره هر هيچ به بر عکسش به دست آری

 

 

  اوشو ميگويد: تلاشی که برای رسيدن به حقيقت ميکنيم در مقابل حقيقتی که  به دست

 

مياوريم هيچی نيست

 

 

/ 62 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهره

سلام خوبی ؟ بخدا يادمه ! يادمه ! ميدونم که تو هم يادت نرفته .- يادواره هايم بروی ديوار سنگی قلبت ٬ چه معصومانه در باران عشقم خيس شد . و من هنوز به ياد دارم که يادم را دست باد ز يادت برد . ولی يادی از من در خاک وجودت به يادگار نشسته و پيوسته نهيب ميزند که ای بد ٬ هوای آبی آسمان قلبت را مديون گل يادش هستي !- ممنونم که هنوز يادمی ...

رویا

سلام ممنون که اومدين مرسی

shooshoo

همونی که شما گفتی شد . يک عنصر ذکور از هم ذکورياش دفاع می کنه. تو کشک بخون .

Alireza

سلام ... وبلاگتون جالبه ... به کلبه من هم سری بزنيد !

پریسا

سلام، غروب غم انگیز آپدیت شد.

soormeh

علی جان کجايی بابا .دلمون تنگ شده برات.من آپ کردم .تو هم آپ کن ديگه......مرسی

عليرضا

سلام ... مرسی که بهک سر زدی و ببخشيد که من هميشه دير می رسم ... شاد زی ...

تارا از کلبه ی عشق

سلام رفيق اومدم دعوتت کنم واسه تولد کلبه عشق...اسمتم جزو مهمونای اختصاصی نوشتم تو کلبه منتظرتممممممممممم