هیچ چیز پس از جدا شدن و تغییر شبیه قبل نیست بلکه متضاد قبل میشود اما یگانگی در  تضاد راز دوست داشتن است

باید شناخت و دوست داشت که هر کس و هر چیز در جایگاه خود یک واقعیت است

شاید کسی که از جنبه ای ناتوان است از جنبه ای دیگر به گونه ی دیگری باشد

درون و همه ابعاد یک فرد یکجا قابل دیدن نیست

باید صحیح تر اندیشید و انتظار دیدن یک نقطه جذاب و یک تخصص خاص را در همه پیش بینی کرد... 

شاید کسی که به دیده تو دیوانه است شاعری باشد بیدار تر از تو 

شاید کسی که به دیده تو  انسانی بی ارزش می آمد ارزشهای تو را دریافته باشد

شاید یک  فرد نا خوشایند و پر حرف با شوخی های نا به جا در موقعیتی دیگر  مهربان  و گاهی برایت یک شنونده خوب با سخنانی دگرگون کننده باشد

....

وتو اینها را باید از قبل پیش بینی کنی تا در درون خود قضاوتی نداشته باشی و چشم باطن خود را از دست ندهی

...

شاید روزی روی دیگری از سکه یک فرد که دوستش نداری تو را غافل گیر کرد. میشود از قبل آن را پیش بینی کرد تا دوستش داشت تا روزی از بر خورد خود پشیمان نشد. 

 پس از مرگ هر کس, اضطرابی از رفتار قبلمان با او داریم. باید همواره مرگ را در زندگی خویش و دیگران همراه دانست

 همه چیز با همه چیز متفاوت است, حتی دو چشم ما با هم تفاوت دارد

..و اهمیت دوست داشتن همین است که در عین تضاد وگاهی مخالف بودن با یکدیگر, عاشق هم باشیم.

همه چیز تغییر میکند

...دیدگاه ما, فکر ما, حتی وضعیت روحی ما..و عشق ما, حتی در شرایطی که فکرش را نمیکنی, وگرنه زندگی جاری نبود ممکن نبود

احساس ما نسبت به یک فرد بسته به شرایط فکری و زندگی ما، بسته به شرایط زندگی او متغیر است...نباید زود قضاوت و اعمال تنفر کرد. شاید هم نباید هیچ وقت قضاوت کرد...جدایی در کمین است ... همه را باید پذیرفت ودوست داشت و این کار ساده ای نیست .... عاشق هستی بودن،غوطه خوردن در هستی کار ساده ای نیست         

                                         زندگی بسیار سخت است

 

 

لینک
۱۳۸٤/٥/۱٥ - علي